|
در نگاه خشک امروز باور تو را چشیدم شاخه گل سرخ را با بوسه ای از خاطرات تر دیروز به عشقمان سایدم تا نطفه ای به گرمای قلبمان بارور شود .
|
|
در پشت لحظه های اکنون
درانتظار فردای نگاه منتظر شاخه گل سرخ چشمان لرزان لمس احساس نرم باور یک بوسه گرم در چشم براه ماندن سپیده دمان |
|
کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود
و قفس ها همه خالی بودند اسمان آبی بود و نسیم روی آرامش اندیشه ما می رقصید.
|
|
و چه سخت است دل بستن به تکه های چوب.
هنگامه ای که انسانی را برای بازگفتن عشقی نمی یابی قسمت کنی عشق را با تکه های چوب و نجوایی دردل اشکی جاری در آسمان تنهایت ستاره ای بی چشمک گذشتن دست نوازشگر ش را لمس نکردن و تکه های چوب در نقش تنهاییت جامه ای از دلتنگی را بر تنت کشیدن درد را در پهنای وسعت قلبت به زنجیر کشیدن و اینک دانستم شاعری که گفت : عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد... |
|
در شیار باریک نقطه پایانی عشق تکه های چوب زیبایی را در دل خسته تنهایی به تصویر کشیدند و بوسه های تند برش بر دستان کو چک نگاه جاری شدند و پایان بودن را به آغاز دوباره زمین ... دیر گاهیست نگاهم در نگاهی به نگرانی فریاد را نمی نگارد و و بازی کودکانه عشق را به آغار اسودگی بس در میان بی جانان جاریست ....و پایان را به آغاز دوباره ستاره در دستان گل سرخ به انتظار ...... |
زيبايي، بهار نگاه تازه تو به چهره افسونگر صبح ، تازگي بوي سيب ، شيريني بوسه هاي محبت هر آنچه ما را به وسعت زيبايي مي رساند در لطافت گلبرگهاي سرخ را دوست دارم .... pHoQ ²Iw k¹¶ »pnA KÃw Âiow ¾M ÂÄI¿²j » n»nIM ÁI¿µza |
|
|
|
دیروز در اتوبوس نشسته بودم که چشمم به سبد کتاب شهر افتاد کتابی با عنوان آیین ایران باستان (چهار شنبه سوری ، نوروز، هفت سین ،سیزده بدر) برام عجیب بود وقتی کتاب را باز کردم و خواندم خندیدم ..... خلاصه ای از کتاب چهار شنبه سوری با توجه به اینکه در این روزها برخی به خاطر نا آگاهی و یا دشمنی با اسلام عزیز را دارند می خواهند آداب و روسومی ، مانند چهار شنبه سوری را که در سراسر آن خرافات و مربوط به دوران جاهلیت است را زنده کنند ... علل خرافه بودن چهار شنبه سوری : 1- احیای سنت جاهلی رسول اکرم به رسالت مبعوث شد تا سنت های غلطی چون چهار شنبه سوری را از بین ببرد برای اینکه مردم به یاد اتش پرستی نیفتند . پس با احیای مراسم چهار شنبه سوری از سوی هر کس که باشد زنده کردن سنت جاهلی و از بین بردن سنت محمدی و بی توجهی به زحمات پیامبر است . 2- نوعی شرک چهار شنبه سوری نوعی شرک است چون معنایش این است که انسان در حل مشکلات خود به غیر خدا و اولیای او به امور غیر خدایی متوسل می شود . آیا در چهار شنبه سوری ، در خواست سلامتی به کمک آتش روشن کردن ، رفع بلا به خاطر کوزه شکستن ، و حل مشکلات زندگی به کمک فال گرفتن شرک به خدا نیست ؟ 3- کار های غیر معقول امروز در عصر پیشرفت نسبی صنعت و علم در جهان اعتقاد به اینکه به وسیله روشن کردن آتش می توان میکروب ها را از بین برد غیر عاقلانه نیست ؟ 4- تخریب طبیعت هر گشوری در دنیا سعی می کند از تخریب طبیعتش جلو گیری کند آیا سوزاندن این همه هیزم به نام چهار شنبه سوری ضربه زدن به طبیعت نیست ؟ 5- آزار دیگران آیا آتش بازی و ترقه بازی و ایجاد صدای وحشتناک ، خطر آفرینی و به مخاطره انداختن امنیت عمومی گناه و حرام نیست ؟ 6- تجاوز به حقوق مردم با آن که پزشکان و مسئولان محیط زیست تاکید بر این ندارند که فضای شهر باید سالم و آلودگی کمتر باشد آیا آلوده کردن هوابه وسیله دود آتش بر آلودگی هوا نی افزاید ؟ 7- منشا گناه و آلودگی تشویق مردم و جوانان و پریدن دختران جوان از روی آتش ، در حالی که اطراف انان را پسرانی فرا گرفته اند ، سوق دادن جامعه به سوی گناه و موجب خشم غضب پروردگار نیست ؟ .... خنده دار نیست .... |
|
شبی غرق در سخن های عاشقانه
ستارگان همه خود را پشت پرده به خاموشی نشاندند و امشب بغض آسمان در اوج تنهایش ترکید ...
HAPPY VALENTAIN |
|
...و دانه دانه نگاهم بر گلبرگ خیس جاده تلاطم آغاز سکوت شاپرک چشمک خاموشی ستاره بر هیاهوی کوچ خاطره هجوم ابر خاکستری در گذر گاه نخستین نگاه نگاه تو و من در اولین حجم سرخی سیب نهان کلمات در طپش فاصله دستان لبخند
و زیستن در کوکانه گی بسی زیبایست اکنون دیر گاهسیت پشت مه ها کیش شدن باورهای کودکانه و عروسک ها تنها نشانه روزهای نور...
|
|
... رد پاي سكوت توهم شكستن بغض ها را بر باد سپرده نگاهت غريبانه آغوشم را مي سرايد در پايان شبهاي پر ستاره تنگ شیشه ای نگاه شکست . اينك ... غروب روزهاي سرخ دستان عاطفه نگاه آغوش شرابها ي دو ساله خندهاي تو كودكانه نگريستن من زيبايي چشمانت را در تصور مملواز عروسك هاي به ياد گار ما نده كشيدن... در قلمرو سكوت، شبهاي مهتابي را به جستجو ريختن... . . . قاصدك هايم پرواز را در باری ديگر در تنگ تجربه می چشيد جرات پرواز را می گویند می گریزند می گریزند از هرآنچه خاطرمان را به ترک خوردن نگاهمان گره مي زند ... شکستن بغضها لولیدن چشم ها در هم آغوشي پر حجم لبخند نوازش سكوتي لبريز از حر فهاي ناگفته ...
و پايان را به آغاز پر ستاره .... |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|